ابو القاسم راز شيرازى

515

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

مىدانيد ؟ ايشان عرض كردند : حقّ جلّ و علا و خليفهء او داناتر است ، حضرت فرمود : اگر امروز كه اوّل خلافت من است « معاويه » را عزل نكنم آنچه احكام خلاف از او صادر شود ، و اتلاف در اموال و نفوس مؤمنين نمايد بر گردن من خواهد بود ، و بعد كه خواهم او را عزل كنم حجّت خواهد نمود كه اگر من فاسق بودم چرا تصديق بر حكومت من كرديد و اگر عادل بودم چرا حال مرا عزل مىكنيد ؟ هر قدر « عبد اللّه عبّاس » اصرار كرد كه هنوز امر خلافت قوّت نگرفته و « معاويه » مخالفت خواهد نمود و باعث خرابى كلّى مىشود ، حضرت فرمود : تكليف الهى اين است كه فاسق را دخيل در امور مؤمنين نبايد نمود ، و من به ملاحظهء امورات ظاهر ، خلاف حكم الهى را نخواهم نمود . پس در صورتى كه مقتدايان دين كه صاحبان عقول كلّيّه‌اند و مستغنى از عقول جزئيّهء خلايق مىباشند دأب و شعار ايشان مشورت است در امور دين ، بر امّت لازم و واجب است كه طريقهء مشورت را شعار خويش سازد ؛ و لهذا حضرت امام ( ص ) مىفرمايد كه مشاورت كن در امور دين خود از كسى كه در او پنج خصلت است ؛ اوّل : عقل ، زيرا كه عقل مصباحى است كه به واسطهء آن تميز حقّ از باطل و حسن از قبح مىتوان نمود ، و عقل هركس كامل‌تر باشد قوّهء تميز او بيشتر است ، و علامات كمال عقل بسيار است ؛ اوّل : ميل به محاسن اخلاق ، ديگر : ميل به اعراض از رذايل اخلاق ، ديگر : رغبت در عمل به معروف ، ديگر : اجتناب از منكر و آنچه باعث كسب كردن عار است در دين ؛ و سؤال كردند از بعضى از حكماء كه به چه چيز شناخته مىشود عقل مرد ؟ گفت : به كمى باطل و زيادتى حقّ در كلام او ، و گفتند اگر غايب باشد ؟ گفت : به رسول و كتابت و هديّهء او ؛ زيرا كه رسول او قائم مقام نفس اوست ، و كتابت او وصف مىكند نطق لسان او را ، و هديّهء او خبر مىدهد از همّت او ، پس بقدرى كه از كمال و نقص در آنها يافت